محتوا
چيست ؟
محتوا
چيزي است كه
قرار است
آموزش داده
شود . محتوا
شامل كليه
مطالب ،
مفاهيم و
اطلاعات مربوط
به يك درس مورد
نظر است . خواه
به عنوان بخشي
از متن يك كتاب
باشد . خواه
توضيحات ،
حواشي و ساير
اجزاي جانبي
آن درس . برخي
از برنامه
ريزان محتوا
را معادل دانش
مي دانند . اين
دسته از جمله
برنامه ريزاني
هستند كه حيطه
شناختي را در
برنامه هاي
درسي اولي تر
به حساب مي
آورند . از
منظر اين گروه
محتوا خلاصه
اي از حقايق ،
مفاهيم ،
تعميم ها ،
اصول و نظريه
هاي مشابه دانش
در رشته
مورد نظر است
.
تعريف
محتوا از نظر
سيلور و
الكساندر
حقايق
، مشاهدات ،
داده ها ،
دريافتها،
تشخيص ها ،
حساسيتها ،
طرح ها و راه
حل هاي
برگرفته از
آنچه كه ذهن
هاي انسانها
درك كرده اند
و آن بناهاي
ذهني كه اين
محصولات
تجربه را در
درون دانش ،
ايده ها ،
مفاهيم ،
تعميم ها ،
اصول ، طرح ها
و راه حل ها
دوباره
سازمان و نظم
مي دهد اين
تعريف
وسيع است و
كليه عوامل
شكل دهنده
محتوا را در
بر مي گيرد
ولي مهارتها
(فرايندها) و
عواطف (ارزش
ها) را شامل
نمي شود . در
حالي كه بيشتر
دانشمندان
برنامه ريزي
درس اين عناصر
را در تعريف
مي گنجانند .
براي
مثال "هيمان"
محتوا را به
اين صورت تعريف
مي كند :
تعريف
محتوا از نظر
هي مان :
دانش (
حقايق، تبيين
ها ، اصول ،
تعاريف )
مهارتها و
فرايندها (از
قبيل خواندن ،
نوشتن ، حساب
كردن ، تفكر
منطقي ، تصميم
گيري ، ايجاد
ارتباط ) و
ارزش ها ( از
قبيل : اعتقاد
به خوب و بد
بودن ، صحيح و
غلط ، زيبا و
زشت ) با اين كه
محتواي
برنامه درسي
اين سه عنصر
را در برمي
گيرد اما در
واقع اينها از
هم جدا نيستند
. برنامه درسي
علمي هميشه
دانش ، فرايند
و ارزش را در
بر مي گيرد .
بدين نحو لازم
است برنامه
ريزان درسي در
طراحي برنامه
درسي به هر يك
از اين سه
عنصر به طور
آگاهانه اهميت
دهند .
تعريف
محتوا از نظر
لوئي :
اصطلاح
محتواي
برنامه درسي
نه تنها به
قسمتها و قطعه
هاي سازمان
يافته اي كه
به گونه اي منظم
يك رشته عملي
را تشكيل مي
دهد اطلاق مي
شود بلكه شامل
وقايع و پديده
هايي كه به
نحوي با رشته
هاي مختلف
علمي ارتباط
دارند نيز هست
.
تعريف
از نظر نيكلس :
در امر
تدريس بايد
چيزي را به
كسي ياد داد .
اين شخص دانش
اموز و آن چير
محتوا است .
محتوا را مي توان
دانش ،
مهارتها ،
گرايش ها و
ارزشيابي توصيف
كرد كه مي
بايد
يادگرفته
شوند .
با
ملاحظه
تعاريف مختلف
محتواي
برنامه درسي ذكر
اين نكته مهم
است كه محتوا
تنها همان
چيزي نيست كه
بوسيله برنامه
ريزان طرد مي
شود و بوسيله
مولف انتخاب و
سازمان دهي مي
گردد . با
اينكه عمده
محتوا همين
است . اما در
فرايند
آموزشي آنچه
معلم براي
تدريس تدارك
ديده است و آن
چه خود او نيز
پيش بيني
نموده ولي در
ضمن تدريس
بروز و جلوه
مي كند .
همچنين آن چه
از تعامل
مخاطبين با
يكديگر حاصل
مي شود ، همه
بخشي از محتوا
را تشكيل مي
دهد . بعضي
علاوه بر
مفاهيم ،
مهارتها و
نگرش هايي كه
تهيه كنندگان
محتواي
برنامه درسي
انتخاب كرده
اند رابطه
معلم با دانش
آموز و رابطه
دانش آموز با
يكديگر نيز منشاء
ديگر محتواست
. منتها چون در
كنترل نيست و
نمي توان از
قبل آنها را
پيش بيني نمود
در بحث برنامه
ريزي كه به
طور عمده با
اعمال آگاهانه
مرتبط است
كمتر مورد
توجه قرار مي
گيرد .
اما
طرح اين بعد
پنهان محتوا
از اين نظر
قابل توجه است
كه كليه
برنامه ريزان
و مجريان
محتواي
آموزشي را در
يك بسته اي
تصور نكنند كه
مواد مورد
نياز را در
داخل آن ريخته
اند و كليد ان
نيز نزد معلم
است و داخل
كلاس باز مي كند
. به ذهن
فراگير منتقل
مي نمايد .
بلكه آن چه به
عنوان محتوا
آماده كرده
اند به صورت
مجموعه مفاهيم
و مهارتهايي
تلقي كنند كه
قبل از اجراي
برنامه درسي
بنا به بررسي
ها و شناختها
تهيه و تنظيم
شده ولي ممكن
است در فرايند
آموزشي ،
اصلاح ، تغيير
، تكميل و
توسعه پيدا
كند .
چرا
محتوا را
تحليل كنيم ؟
پاسخ
اين سوال در
يك جمله مي
تواند چنين
باشد : يافتن
نسبت بين
اهداف و محتوا
به منظور بهبود
محتواي موجود
، علت اصلي
تحليل محتوا خواهد
بود اما موضوع
به همين جا
ختم نمي شود
چنانچه در
تعاريف مختلف
از محتوا نيز
مشاهده شد .
محتوا داراي
عناصر متعدد و
پيچيده اي است
ضمن آنكه جنبه
هاي مختلفي را
نيز در بر
دارد . از اين
رو يكي از
دلايل تحليل
محتوا تشخيص
اين عناصر و
آن جنبه هاست .
مسلما در
صورتي كه
اجزاي مختلف
محتوا شناخته
شده و دسته
بندي گردد درك
آن ساده تر و
انتقال آن
مقدورتر
خواهد بود .
مواردي
از تحليل
محتوا :
1) تحليل
محتوا به
منظور مشخص
ساختن انواع
مفاهيم و
مطالب به كار
رفته
2) تحليل
محتوا به
منظور تعيين
اهداف آموزشي
(عكس حالت اول )
3) تحليل
محتوا به
منظور بررسي
معيارهاي
انتخاب
محتوا
4) تحليل
محتوا به
منظور تعيين
نقاط ضعف و
اصلاح
برنامه
5) تحليل
محتوا به
منظور بررسي
ميزان درگير
شدن يادگيرنده
با محتواي
كتاب
تحليل
محتوا چيست ؟
فن
پژوهشي عيني ،
اصولي و
احتمالا كمي
در محتوا به
منظور تفسير
آن را تحليل
محتوا مي
گويند . تفكربنيادي
تحليل محتوا
عبارتست از
قرار دادن اجزاي
يك متن (كلمات
، جملات،
پاراگراف ها و
امثالهم بر
حسب واحد هايي
كه انتخاب مي
شوند ) در
مقولاتي كه از
پيش تعيين شده
اند البته
تحليل محتوا
تنها محدود به
متن و نوشته
نمي شود ،
بلكه مي تواند
شامل ساير
مطالب از جمله
تصاوير ، نقشه
ها و نقاشي
هاو نمودارها
نيز مي باشد .
تحليل
محتوا از نظر
برناردو
برلسون : وي معتقد
است كه تحليل
محتوا يك شيوه
تحقيق براي
توصيف عيني
منظم و كمي
محتواي آشكار
ارتباطات است
.
تحليل
محتوا از نظر
باركوز : وي معتقد
است كه تحليل
محتوا
عبارتست از
تحليل علمي ،
جامع ، دقيق و
منظم پيام هاي
ارتباطي است .
انواع
روش هاي تحليل
محتوا :
در يك
دسته بندي
اجمالي محتوا
را مي توان به
يكي از روش
ذيل تحليل
نمود :
1) تحليل
محتواي
توصيفي
2) تحليل
محتواي
استنباطي
3) روش تحليل
محتواي
ويليام رومي
1- تحليل
محتواي
توصيفي :
با
افزايش جرايد
و روزنامه ها
از قرن نوزدهم
نياز به تحليل
متن آنها به
منظور تعيين اولويت
ها و جابه
جايي محتواي
آنها آشكار
گرديد . تحليل
محتواي
توصيفي روش
تحليلي بعد از
وقوع است .
يعني توصيف
كمي محتواي
بارز يك متن . اين
روش قديمي
ترين روش
تحليل
محتواست . در
گام اول يك
تحليل توصيفي
تحليل متن است
از اين رو مي
توان متن را
به اجزايي
تقسيم بندي
نمود و تحليل
را در مورد هر
جز به طور
جداگانه انجام
داد.
2- تحليل
محتواي
استنباطي :
با در
نظر گرفتن فرض
مقدماتي اين
روش كه بين
برخي مشخصه
هاي بارز داخل
متن و مشخصه هاي
بارز خارجي
همبستگي وجود
دارد و تحليل
محتواي
استنباطي اين
بحث برداشتي
از ادامه
تحليل توصيفي
است .
استنباطي در
اين مفهوم
بدين معني است
كه مشخصه هاي
خاصي از يك
متن با مشخصه
هاي خاصي از
مضمون يا
وضعيت
اجتماعي
مرتبط هستند .
اين روش صرفا
توصيف محتواي
متن را مد نظر
ندارد بلكه
هدف آن نتيجه
گيري از
محتواي يك متن
در مورد جنبه
هايي از
واقعيت
اجتماعي است
بنابراين
تحليل محتواي
استنباطي
3-
روش ويليام
رومي در تحليل
محتواي كتب
درسي:
ويليام
رومي يكي از
صاحبنظران
تعليم و تربيت
كتاب خود را
بنام ((
تكنيكهاي
پژوهشي در
آموزش علوم ))
را در سال 1986
ارائه كرد .
روش او چنانكه
خود او معتقد
است ، يك روش
تحليل كمي است
. كه به توصيف
عيني و منظم
محتواي آشكار
مطالب درسي و
آزمايشگاهي
مي پردازد .
مراحل اصلي
تحليل محتوا
عبارتند از :
تعيين هدف ،
نمونه گيري ،
رمز گذاري و
مقوله بندي
طبقه بندي
مقوله ها،
ارزيابي عيني
طبقه ها .
درباره
هدف روش تحليل
محتواي
ويليام رومي
مي توان گفت
كه هدف آن
بررسي اين
موضوع است كه
آيا كتاب و يا
محتواي مورد
نظر ، دانش
آموزان را به
طور فعال با
آموزش
يادگيري
درگير مي
نمايد ؟ به
عبارت ديگر
هدف اين است
كه بسنجيم آيا
كتاب به شيوه
فعالي ارائه و
تدوين و تنظيم
شده است يا
خير ؟
درباره
نمونه گيري
نيز همانند
ساير روش هاي
ديگر پژوهش ،
اگر جامعه
آماري وسيع
باشد مي توان
دست به نمونه
گيري زد و
چنانچه جامعه
آماري مورد
نظر وسعت
چنداني
نداشته باشد ،
مي توان از
تمام جامعه به
عنوان نمونه
استفاده كرد .
در
مرحله سوم
محتوا كد
گذاري و مقوله
بندي مي شود
كه ويليام
رومي براي
تحليل محتواي
كتابهاي درسي
ابتدا محتوا
را به سه قسمت
متن كتاب درسي
، تصاوير ،
سوالات تقسيم
مي كند و سپس
براي هر قسمت
مقوله هايي را
تعريف مي كند .
درباره
قسمت اول ،
يعني متن كتاب
درسي ، ده مقوله
تعريف مي كند .
در ارتباط با
قسمت دوم يعني
تصاوير
چهارمقوله ، و
در مورد قسمت
سوم سوالات
چهار مقوله كد
گذاري مي شود .
مهم ترين اصل
در مقوله بندي
اينست كه
تحليل گر از
يك سو بايستي
متغيرهايي را
كه با آن سر و
كار دارد به
وضوح تعريف
نمايد و از
سوي ديگر بايد
شاخصهايي كه
اطلاعات
محتوا بر اساس
آن در مقوله
قرار قرار مي
گيرند تعريف
كند به عبارت
ديگر مقوله ها
بايستي منعكس
كننده هدف
پژوهش باشند .
درباره
روش ويليام
رومي مي توان
اظهار داشت كه
ين اصل تا حد
زيادي مراعات
شده است و
مقوله ها
منعكس كننده
هدف پژوهش
هستند براي
اثبات آن مي
توان مثالي از
مقوله هاي آورده
شده در روش وي
را ذكر نمود:
در
قسمت تصاوير
اگر به مقوله b
توجه شود : (( از
فراگير
خواسته شده كه
با استفاده از
مفروضات داده
شده فعاليت يا
آزمايشي را انجام
دهد . )) ملاحظه
مي شود كه در
اين مقوله
تحرك و فعاليت
و انجام كار
براي فراگير
مطرح است اين
مقوله را ويليام
رومي جزء
مقوله هاي
فعال آورده
است با دقت در
اين مقوله
مشخص مي شود
كه با هدف
پژوهش كه سنجش
ارائه
محتواي فعال
است كاملا هماهنگي
دارد . اين اصل
درباره ساير
مقوله ها مطرح
است و مي توان
آن را به ساير
مقوله ها تعميم
داد . در مرحله
چهارم طبقه
بندي مقوله ها
، ويليام رومي
، مقوله را به
سه طبقه تقسيم
مي نمايد،
طبقه فعال ،
طبقه غير فعال
، طبقه مقوله
هاي خنثي .
در
طبقات غير
فعال دانش
آموز مشغول
فعاليتهاي
علمي به معني
واقعي نمي
باشد و
كتابهايي كه
روي اين مقوله
ها تاكيد
نمايند
كتابهاي غير
پژوهشي
خواهند بود ،
از طرف ديگر
در مقوله هاي
فعال ، دانش
آموز با فعاليت
هاي علمي و
بطور كلي با
يادگيري و
آموزش درگير
است و چون
مستلزم
فعاليت
فراگير است و يادگيري
فعال را ارائه
مي دهند به
آنها مقوله
هاي فعال گفته
مي شود .
مقوله
هاي خنثي
مقوله هايي
هستند كه نقش
مهمي در
ارزشيابي و
تحليل كمي كتب
و متون درسي
ايفا نمي كند
و بنابراين در
ارزشيابي مي
توان از آنها
صرف نظر نمود اكنون
جا دارد كه
روش ارائه شده
توسط ويليامن
رومي را كه
عينا برگرفته
از كتاب ((
تكنيك هاي
پژوهش در
آموزش علوم ))
اوست آورده
شود :
ارزشيابي
متن درس :
1. به طور
تصادفي ده
صفحه يا صفحات
بيشتري از قسمت
هاي گوناگون
يك كتاب را
انتخاب كرده و
علامت گذاري
نمايند .
2. در هر
يك از صفحات
انتخابي ، 25
جمله يا بيشتر
را مطالعه
نموده و هر
كدام را در
يكي از مقوله
هاي زير قرار
دهيد . اين
جملات شامل
عناوين ، شرح زير
تصاوير و
پيشگفتار و يا
مقدمه هاي
فصول نمي شود .
a) بيان حقيقت : بيان
حقيقت
عبارتست از
بيان ساده
مفروضات و يا
مشاهداتي كه
بوسيله فرد
ديگري غير از
فرد ديگر از
دانش آموز
انجام
پذيرفته است .
مثال : در هوا دو
عنصر نيتروژن
و اكسيژن به
مقدار زياد و
دو ماده مركب
دي اكسيد كربن
و بخار آب به
مقدار كم با
هم مخلوط شده
اند .
b) بيان
نتايج يا اصول
كلي (تعميم ها) :
منظور از بيان
نتايج يا اصول
كلي عبارتست
از نظرات
ارائه شده
توسط
نويسندگان
كتاب درباره
ارتباط بين مفروضات
و موضوعات
مختلف . مثال :
شايد بهترين كمكي
كه مي توانيد
به دستگاه
گوارش خود
بكنيد اين است
كه خود را شاد
نگه داريد .
c) تعاريف
: منظور
جملات يا جمله
اي است كه
براي توصيف و
تشريح يك واژه
يا اصطلاح
آورده مي شود .
مثال : هيجان
عبارتست از يك
واكنش كلي و
شديد
ارگانيزم به
يك موقعيت غير
منتظره ،
همراه با يك
حالت عاطفي
خوشايند و يا
ناخوشايند .
d) سوالاتي
كه در متن
مطرح شده و
جواب آنها
بلافاصله
بوسيله مولف
داده شده است. مثال :
همه مواد آلي
كه در بدن
موجودات زنده
يافت مي شوند
، داراي كربن
هستند ، اين
كربن از كجا
مي آيد ؟
e) سوالاتي
كه ايجاب مي
كند دانش آموز
براي پاسخ به
آنها مفروضات
داده شده را
تجزيه و تحليل
نمايد . مثال : چه
عاملي انگيزه
يا سائق تشنگي
را ايجاد مي
كند ؟ و نيز به
نظر شما در
افراد داراي
گروه خوني AB
نيروي ژن A
بيشتر است يا
نيروي ژن B ؟ چرا؟
f) از دانش
آموز خواسته
شده كه نتايجي
را كه خود او
بدست آورده
بيان نمايد .
g) از
دانش آموز
خواسته شده كه
آزمايشي را
انجام داده و
نتايج حاصل از
آن را تحليل
نمايد و يا اينكه
مسائل عنوان
شده را حل كند . مثال : ((
آزمايش 4 را
انجام دهيد تا
دريابيد كه چگونه
با مواد حل
نشدني در آب
مي توان يك
محلول ساخت.))
h) سوالاتي
كه به منظور
جلب توجه دانش
آموز ارائه
شده و جواب
آنها
بلافاصله
بوسيله
نويسنده كتاب
در متن نيامده
است . مثال : چون
هورمونها به
همراه خون
منتقل مي شوند
، قاعدتا بايد
انتظار داشت
كه به همه جاي
بدن برسند ،
در اين صورت
،چگونه هدف
خود را شناسايي
مي كنند ؟
i) از دانش
آموز خواسته
شده است كه
تصاوير يا مراحل
انجام يك
آزمايش را
مورد ملاحظه
قرار دهدو بطور كلي
جملاتي كه در
هيچكدام از
مقوله هاي فوق
نگنجد در اين
مقوله جاي مي گيرد .
j) سوالت
مربوط به
معاني بيان
.
از
مقوله هاي ده
گانه فوق ،
مقوله هاي a
و b و c
و d
جزء مقوله هاي
غير فعال به
حساب مي آيند
و مقوله هاي e
و f و g
و h
جزء مقوله هاي
فعال قلمداد
مي گردند . دو
مقوله آخر
يعني i و j
از مقوله هاي
خنثي هستند كه
نقش مهمي در
ارزيابي كتاب
ندارند و
بنابراين مي
توان از آنها
در امر
ارزشيابي و
تحليل ، چشم
پوشيد و
صرفنظر كرد .
به منظور
محاسبه ضريب
درگيري دانش
آموز با متن و
يا به منظور
سنجش سطح
فعاليت
فراگير مي
توان مجموع
مقوله هاي
فعال را بر مجموع
مقوله هاي غير
فعال تقسيم
نمود :
ارزشيابي
تصاوير و
اشكال
1) ده شكل
را به طور
تصادفي
انتخاب
نماييد .
2) هر
كدام از اين
تصاوير را
تحليل نموده و
در يكي از
مقوله هاي زير
جاي دهيد :
a. تصويري كه
از آن فقط
براي تشريح
موضوع خاصي استفاده
شده است .
b. تصويري كه
از دانش آموز
مي خواهد تا
با استفاده از
موضوعات داده
شده فعاليت يا
آزمايشي را انجام
دهد .
c. تصويري كه
براي تشريح
شيوه جمع آوري
وسايل يك آزمايش
آمده است .
d. تصويري كه
در هيچكدام از
مقوله هاي فوق
نگنجد .
از
مقوله هاي
چهارگانه فوق
، مقوله a
، غير فعال وb
مقوله فعال
قلمداد مي شود
و مقوله هاي c
و d
مقوله هاي
خنثي هستند .
براي محاسبه
ضريب درگيري ،
در اينجا نيز
مقوله فعال
بخش بر مقوله غير
فعال مي شود .
ارزشيابي
سوالات
1) ده
سوال را به
طور تصادفي از
ده فصل انتخاب
نماييد .
2) هر يك
از سوالات
انتخابي را در
يكي از مقوله
هاي زير جاي
دهيد .
a) سوالي كه
جواب آن را
مستقيم در
كتاب مي توان يافت .
b) سوالي كه
جواب آن را
مربوط به نقل
تعاريف است
.
c) سوالي
كه براي پاسخ
آن به دانش
آموز بايد از
آموخته هاي
خود در درس
جديد براي
نتيجه گيري در
مورد مسايل
جديد استفاده كند .
d) سوالي كه در
آن از دانش
آموز خواسته
شده مساله
بخصوصي را حل نمايد .
در
طبقه بندي فوق
مقوله هاي a
و b در
زمره مقوله
هاي غير فعال
و مقوله هاي c
و d در
زمره مقوله
هاي فعال بخش
بر مقوله هاي
غير فعال گردد
:
تفسير
نتايج در روش
تحليل محتواي
ويليام رومي
در
نهايت بعد از
اينكه ضريب
درگيري (شاخص
درگيري ) دانش
آموز با محتوا
(متن ، تصاوير
، پرسش ها) مشخص
گرديد ، نوبت
تفسير نتايج
فرا مي رسد . ضريب
درگيري دانش
آموز با محتوا
عددي است كه
نشان دهنده
ميزان فعال
بودن محتوا
است . دامنه اين
عدد بدست آمده
ممكن است از
صفر تا بي
نهايت باشد ،
اما به نظر
ويليام رومي زماني
يك كتاب درسي
، فعال است كه
ضريب درگيري (شاخص
درگيري ) آن
بين 4/0 تا5/1 باشد : 4/0
‹ ضريب درگيري ‹ 5/1
.
ضريب
درگيري كمتر
از 4/0 بيانگر
اين است كه
كتاب فقط به
ارائه
اطلاعات علمي
مي پردازد و
از فراگيران
مي خواهد تا
در پي حفظ
كردن مطالب
علمي ارائه
شده باشند .
چنين كتابي در
زمره كتابهاي
غير پژوهشي به
حساب مي آيد
كه در آن دانش
آموز هيچگونه
نقش فعالي را
در امر
يادگيري به
عهده ندارد و
به او و به ذهن
او به عنوان
يك سيستم
بانكي نگريسته
مي شود كه
هميشه در پي
حفظ و نگهداري
و بايگاني
مطالب است .
از
طرف ديگر ضريب
درگيري
بزرگتر از 5/1
نمايانگر
كتابي است كه
در مورد هر
جمله ، تصوير
، يا سوال آن ،
از دانش آموز
مي خواهد تا
به نوعي تجزيه
و تحليل انجام
دهد و به
فعاليت
بپردازد . چنين
كتابهايي
مفروضات و
اطلاعات علمي
كافي را در اختيار
فراگيران
قرار نمي دهد
و فقط از دانش
آموزان مي
خواهند تا به
گونه اي ،
فعاليتي را انجام
دهند . از نظر
ويليام رومي
اين كتابها
نيز به صورت
غير فعال
ارائه شده است
. زيرا فعاليت زيادي
مي طلبد در
حالي كه به
اطلاعات كافي
و شرايط
فراگير توجه
نمي شود .
بنابراين به
عقيده ويليام
رومي كتابي
مناسب است و
به صورت فعال
ارائه شده است
كه شاخص
درگيري دانش آموز
با محتواي آن
كتاب بزرگتر
از 4/0 و كوچكتر از
5/1 باشد . به
عبارت ديگر هر
كتاب كه به
صورت فعال
ارائه مي شود
بايد حداقل 30% و
حداكثر 70%
مطالب و موضوعات
علمي را ارائه
دهد ، در غير
اينصورت
محتواي كتاب
غير فعال خواهد
بود .
در
نتيجه محتواي
برنامه درسي
مي بايست به
گونه اي طراحي
و ارائه شود
كه دانش
آموزان را نسبت
به يادگيري
برانگيزد و
زمينه اكتشاف
و پژوهش و عمل
فعالانه آنان
را فراهم سازد
.
فعاليت
عملي اين
كارگاه :
1- يك كتاب
درسي انتخاب
نماييد .
2- بر
اساس مدل
ويليام رومي
نسبت به تحليل
محتواي آن
اقدام نموده و
نتيجه را
گزارش نماييد
.
فهرست
منابع :
1. چوبينه
مهدي – طرح
مطالعاتي
راهنماي
برنامه درسي
جامع دوره
متوسطه جلد
سوم . سازمان
پژوهش و
برنامه ريزي
آموزشي 82- 1380
2. ---------- – روش
هاي تدريس و
بررسي
كتابهاي درسي – مركز تربيت
معلم بلال
حبشي 1383-
3. ---------- -دفتر
برنامه ريزي و
تاليف كتب
درسي راهنماي
برنامه درسي جغرافيا(1) 76- 1375
4. ---------- -دفتر
برنامه ريزي و
تاليف كتب
درسي
راهنماي
برنامه درسي گفتگوي
تمدن ها 1383
5. ----------
دفتر برنامه
ريزي و تاليف
كتب درسي اولين دوره
آموزشي تربيت
مولف كتابهاي
درسي دوره
متوسطه 1379
6. دفتر
برنامه ريزي و
تاليف كتب
درسي
راهنماي
برنامه درسي
علوم تجربي 1379
7. دفتر
برنامه ريزي و
تاليف كتب
درسي
ساختار و
ويژگي هاي كتب
درسي 1377
8. سازمان
پژوهش و
برنامه ريزي
آموزشي – كليات
طرح سامان دهي
محتواي
برنامه هاي
درسي و فناوري
آموزشي 1380
9-
سازمان پژوهش
و برنامه ريزي
آموزشي –
دستورالعمل
تهيه برنامه
درسي 1379
10-
سليمان پور
جواد –
برنامه ريزي
درسي با تاكيد
برتدوين
محتواي درسي
فعال وكاربرد
تحليل محتوا
احسن 1383
11-
قورچيان نادر
قلي – مراحل
نگارش متون
درس برنامه
ريزي آموزشي – دفتر
برنامه ريزي و
تاليف كتب
درسي 1359
12- ملكي
حسن – شبكه
مفهومي
ساختار يك
واحد يادگري
كتاب درسي و
ساختار كتاب
راهنماي معلم 1376